تبليغاتX
هر چی بخواهی گیرت می آد
هر چی بخواهی بهم بگید تا براتون بزارم(ایمیل یا نظرات)
 

اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

"کافی میت" نخورده و دهن سوخته!

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید --- نه آنکه فروشنده بگوید

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)

سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و سوم آبان 1388  |
 اعتیاد
 

نظر تون درباره خودتون چیه؟

اگه در دیدن عکس مشکل دارید اول اونو ذخیره کنید و بعد از تو سیستم ببینید.

 

|+| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیستم آبان 1388  |
 بهشت و جهنم



 

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
 شعری از پروفسور هشترودی در مورد ریاضیات

 HydroForum ® Group

 

منحنی قامتم، قامت ابروی توست


خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست

حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست


بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها


آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست



پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو


گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا


ناحیه همگراش دایره روی توست

(
پروفسور هشترودی 

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
 لحظه های تازه...

 

با تو ، از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلوفرم

عشق ، همرنگ نگاهت می شود

وقتی از چشم تو ، نامی می برم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لابه لای دفترم

وقتی از دست زمین و آسمان

لعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛

خستگی های خودم را ، پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن ، حرف دلم را بیت بیت

اندک اندک ، بر زبان می آورم

ما دو تا ، از خویش خالی نیستیم

تو لجوجی ، من پر از شور و شرم

گرچه تو از من ، کمی شیدا تری

من هم از تو ، اندکی عاشق ترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم ، بگذرم...

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 با اجازه دوستان
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است                      دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست                  من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

دریا و من چقدر شبیهیم گر چه باز                         من سخت بی قرارم و او بی قرار نیست

با او چه خوب میشود از حال خویش گفت              دریا که از اهالی این روزگار نیست

امشب ولی هوای جنون موج می زند                   دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین                  دریا هم اینچنین که منم بردبار نیست

                                                                                                                       محمد علی بهمنی

|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هفدهم آبان 1388  |
 خدایا
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دهم آبان 1388  |
 NINJUTSU NINJA

 

اینم چند تا عکس از رشته ی برتر Ninjutsu NINJA که یکی از برترین رشته های ورزشیه.

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

 

 

 

 

 

نظر یادتون نره.

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیستم مهر 1388  |
 عشق ما را نقاشی می کند.

عشق ،‌تصوير جاوداني ماست

يادگار تب جواني ماست

با همين سادگي و بي رنگي

عشق ،‌نقاش ماست ، ماني ماست :

در زمين  اين « سيا قلم » هايش

طرح دنياي آسماني ماست

عشق ، اين واژه ي به ظاهر گنگ

به وضوح غم نهاني ماست

خبر از جاي ما چه مي گيري ؟

عشق ،‌تمثيل لا مكاني ماست

سمت خوبي ،‌دو كوچه مانده به دوست

اين خودش ،‌بهترين نشاني ماست

عشق ، چيزي است مثل يك لبخند

كه نمودار مهرباني ما ست

عمر بي عشق ما ، مصادف با :

مرگ جانسوز و ناگهاني ما ست

بايد از او مواظبت بكنيم

عشق ، ميراث باستاني ماست

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 علی (ع)
سر دفتر عالم معانی است علی

وابسته ی اسرار نهانی است علی

نه اهل زمین که آسمانی است علی

فی الجمله بهشت جاودانی است علی

میلاد باسعادت مولود کعبه حضرت علی <ع> مبارک

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388  |
 میدونیدچرابه شقایق میگن گل همیشه عاشق؟

شقایق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم


اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم


گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي

 
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي


يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود


و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت


ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود

ز آنچه زير لب

مي گفت :

شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري

به جان دلبرش افتاده بود- اما

طبيبان گفته بودندش

اگر يک شاخه گل آرد

ازآن نوعي که من بودم

بگيرند ريشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم براي دلبرش آندم

شفا يابد

چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را

بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده

و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه

به روي من

بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من

به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او مي رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا مي کرد

پس از چندي

هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت

و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت

به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟

در اين صحرا که آبي نيست

به جانم هيچ تابي نيست

اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من

براي دلبرم هرگز

دوايي نيست

واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟

نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟

و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت

که ناگه
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه  

مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت

نشست و سينه را با سنگ خارايي

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد

زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد

و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد

نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را

به من مي داد و بر لب هاي او فرياد

بمان اي گل

که تو تاج سرم هستي

دواي دلبرم هستي

بمان اي گل

ومن ماندم

نشان عشق و شيدايي

و با اين رنگ و زيبايي 

ونام من شقایق شد

گل هميشه عاشق شد

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه دوم مرداد 1388  |
 
من هر چی مطلب میزارم نظری نمی بینم اگه نظر نزارین تعطیلش می کنم

ادرس وب جدیدم(ورزشی)البته از نوع نینجایش به شرح زیر است:

http:\\www.ninjutsushiraz.blogfa.com

سر بزنین خوشحال میشیم.

:-)

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388  |
 70 نکته

70 نكته اندرزهاي كوچك زندگي


1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.
2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر.
14- از مکانهای مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.
28- هرگز به همسرت خیانت نکن.
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند
33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار
34-وقت شناس باش
35-از افراد ناشایست دوری کن
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش
37-اصالت داشته باش
38-هیچ وقت به سیاستمداران اعتماد نکن
39-از حدی که لازم است مهربانتر باش
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن
41-بهترین دوست همسرت باش
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی
44-از کسی کینه به دل نگیر
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد.
58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن.
59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش.
60- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی.
61- خودت را دست کم نگیر.
62- متواضع و فروتن باش.
63- در ماشینت را همیشه قفل کن.
64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر.
65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش.
66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن.
67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد.
68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان.
69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در زندگیش پشیمان نبود.
70-بدان در چه وقت باید سکوت کنی.

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه ششم تیر 1388  |
 اینم یه کادو به مناسبت 15 اردیبهشت

از این به بعد جهت رفاه شهروندان اینترنت در قصابیها عرضه میگردد

آخ ببخشید جناب سروان بنزتون رو ندیدم

 

بن بست خوشبختی کجاست ؟

 

پل کیلویی چنده - دیده بودیم از زیر پل عابر پیاده ردشن ولی این یکی آخرشه

 

 

چگونه تنها با یک ماشین با تمام فامیل و دوستانتان به مسافرت بروید

 

سعی کنید این معادله رو حل کنید

 

مراسم افتتاحیه یک فروند هواپیمایه ایران ایر

 

اینم یه جور آگهی استخدام

 

راحت باشید اینجا منزل خودتونه

 

تفریحات آخر هفته

 

خانمها اگر تصفه شب احتیاح به دارو داشتید چادرتون فراموش نشه

 

هی میگن تو ایران آزدی نیست

 

یک جلسه مهم بهترن جا برای چرت زدن

 

عاقبت فرار از مدرسه

 

تکنولوژی در روستهای ایران

 

 

نمایندگان مجلس در حال انجام وظیفه - خواب شیرین

 

یکی به این بگه تیمش باخته- پاشه بره خونش

 

ای کلکها


|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 عکس اردیبهشت

این عکس ها هم به مناسبت تولدم واسه تمامه دوستای گل و عزیزم.

 

 

 

 

 

 

 

بری ادامه مطلب ضرر نمیکنی. !!!!

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا